تبليغاتX
شبنورد

اعاده حیثیت از گالیله و سوالات پیش رو

در خبر ها آمده بود كليساي كاتوليك با برپايي نمايشگاهي از ابزار ستاره شناسي و اولين تلسكوپي كه گاليله در سال 1625 ميلادي با آن فرضيه گردش زمين به دور خودش وخورشيد را ثابت كرد – همان گاليله و تلسكوپي كه باعث شد بزرگان جاهل كليسا او را محاكمه كنند تا با پس گرفتن نطريه اش به گناه خود اعتراف كند و به حبس ابد محكوم شد-  تلاش دارند تا از شخصيت گاليله تقدير و ستايش نمايد!!
البته اين اولين باري نيست كه كليساي كاتوليك به اشتباه خود در محاكمه گاليله اعتراف مي كند، پاپ ژان پل دوم نيز در سال ۱۹۹۲ رسوایی محاکمه گالیله را "سوءتفاهمی دردناک" در تاریخ مسیحیت دانست که از تقابل دانایی و ایمان زاده شده بود. او با شرمي لطيف! كه خاص آرامش و روحيات معنويش بود از درگاه علم و دانش عذرخواهي كرد و حالا چهار قرن طول كشيده تا كليسا با نمايش ابزار علمي ساده گاليله كه برخي از آنها بسيار ظريف و منحصر به فرد هستند بار ديگر با صدايي بلند تر عذرخواهي خود را به گوش جهانيان برساند تا از این طریق از گالیله اعاده حیثیت کنند.


بازخواني داستان گاليله
بازخواني داستان گاليله در اين روزها كه جهانيان  يك بار ديگر به بهانه اين اقدام كليسا  نام گاليله را به ياد آورده اند خالي از فايده نيست !
کلیسای کاتولیک به مرکزیت زمین معتقد بود، و به پیروی از متن "سفر آفرینش" تورات (عهد قدیم) قرن‌ها آموزش داده بودند که خداوند نخست زمین را آفرید و سپس عرش و سماوات (خورشید و ستارگان) را پیرامون آن به حرکت در آورد.
ارباب کلیسا از گالیله خواستند از عقاید تازه دست بردارد و تنها نظریات مورد قبول کلیسا را آموزش دهد، اما گالیله به هشدار‌های ارباب کلیسا وقعی نگذاشت، تا آنکه رسما "برای ادای توضیحات" به رم احضار شد. سرانجام محکمۀ تفتیش عقاید (انکیزیسیون) که به پرونده‌ی گالیله رسیدگی کرد او را کافر شناخت.
حکم دادگاه تفتیش عقاید
حکمی که دادگاه به گالیله ابلاغ کرد، در متون گوناگون متفاوت است، درونمایه‌ی آن بدین قرار است:
«عالیجنابان کاردینال‌های محکمۀ تفتیش عقاید در ۲۲ ژوئن ۱۶۳۳ آرای خود را به ترتیب زیر اعلام می‌کنند:
نخست آن که نظرگاهی که خورشید را ثابت و مرکز جهان می‌داند، از دیدگاه فلسفی انحرافی و کفرآمیز است، زیرا نص صریح کتاب مقدس را نقض می‌کند. دیگر آن که این نظرگاه که زمین مرکز جهان نیست، بلکه با حرکتی دائمی به دور خورشید می‌چرخد، با ایمان دینی مغایرت دارد.
با تائیدات حضرت عیسی مسیح و مادر مقدس مریم عذرا، حکم نهایی خود را چنین اعلام می‌کنیم: گالیله، شما از سوی این مرجع مقدس مظنون به کفر هستید، زیرا به عقایدی متوسل شده‌اید که با متون مقدس منافات دارد. شما به این اعتقاد باطل رسیده‌اید که خورشید ثابت است و زمین از مشرق به سوی مغرب حرکت می‌کند، یا این که زمین در مرکز کائنات قرار ندارد.
چگونه بندگان خداوند می‌توانند به نظری معتقد باشند که با احکام مقدس آسمانی در تضاد است؟ هرجا نظریه‌ای با احکام الهی مغایر باشد، لاجرم باید در آن نظرات تردید کرد و شائبۀ کفر و فساد را از آنها زدود.... گالیله، شما از فیض الهی محروم شده و به اشد مجازات محکوم می‌شوید.»
هفت کاردینال ارشد بر حکم تکفیر گالیله مهر تائید زدند.
اعترافات گالیله
گالیله در برابر دادگاه متنی را قرائت کرد که برای تبرئۀ خود از پیش آماده کرده بود. او در برابر دادگاه چنین گفت:
«من، گالیله‌ئو گالیله‌ئی، فرزند وینچنزو، اهل فلورانس، در سن هفتاد سالگی، در این دادگاه معدلت حاضر شده، در برابر شما قضات محکمۀ تفتیش زانو می‌زنم، بر کتاب مقدس که اینک در برابر من است، دست می‌گذارم و سوگند یاد می‌کنم که همواره به این کتاب، یکایک تعالیم و نصایح و مواعظ آن اعتقاد داشته و به لطف خداوند در آینده نیز اعتقاد خواهم داشت.
با هدایت عالیجنابان و طلب مغفرت از درگاه پروردگار آشکارا می‌گویم: این نظر که خورشید ثابت است و زمین به دور آن می‌چرخد، نظری سخیف و باطل است که هرگز نباید در جایی تدریس و اشاعه شود. من برائت ابدی خود را از این نظریه اعلام می‌کنم. حقیقت روشن این است که زمین مسطح و ثابت است، این خورشید و ستارگان هستند که پیوسته دور زمین می‌چرخند.
در برابر سروران گرامی و همه مسیحیان مایل هستم کمترین شائبۀ بی‌ایمانی را از خود دور کنم. با قلبی پاک و ایمانی استوار از چنین افکار کفرآمیز برائت می‌جویم. سوگند می‌خورم که نه به صورت کتبی و نه به شکل شفاهی کلمه‌ای بر خلاف کلام مقدس خداوند ادا نخواهم کرد.
در برابر شما اعلام می‌کنم که اینک به بطلان و نادرستی عقاید پیشین خود واقف شده‌ام و نور ایمان به قلبم تابیده است. اکنون هر حکم و جزایی که برایم تعیین شود با میل و رغبت خواهم پذیرفت.
در پایان متذکر می‌شوم که برای کسب اطمینان از صحت و دقت اعترافات خود، هر آنچه در اینجا گفتم را پیش از این با شعور و هشیاری کامل با خط خود روی کاغذ آورده‌ام، تا هیچ خللی در آن راه نیابد.»
سرانجام گالیله
گالیله به حبس ابد محکوم شد، اما به خاطر کهولت سن به او اجازه دادند که در خانه خود در حومۀ فلورانس محبوس بماند، تا در سال ۱۶۴۲ درگذشت. یعنی درست همان سالی که ایزاک نیوتن فیزیکدان انگلیسی به دنیا آمد، و بر پایه نظریات گالیله فیزیک مدرن را متحول کرد.
قبل از مرگ گالیله در نامه‌ای به دوست خود الا دیوداتی توضیح داده بود که به نظر او متون دینی را نباید در الفاظ ظاهری درک کرد. گالیله در نامه‌ی یادشده می‌نویسد:
«پرسش من این است: چرا باید برای فهم جهانی که خلقت خداست، به گفتار خداوند بنگریم به جای آنکه به کردار او توجه کنیم؟ آیا کردار کمتر از گفتار اهمیت دارد؟ من سؤال می‌کنم: اگر امروز فردی معتقد به حرکت زمین را کافر بدانیم، فردا که یقین حاصل کردیم که زمین واقعا حرکت می‌کند، آیا کلیسا با مشکلی جدی روبرو نمی‌شود؟ به نظر من هرجا کلام خداوند با امور واقعی در تضاد قرار گیرد، باید به امور واقعی تکیه کنیم، زیرا کلام خداوند برای اقناع عوام است، و درست برای تأمین همین منظور به خداوند خصوصیاتی ناشایست نسبت می‌دهد.»
«از یاد نبریم که کتاب مقدس تنها به پرسش‌های روحی بشر جواب می‌دهد. از این رو نباید به ظاهر این متن تکیه کرد.»
اعاده حیثیت از گالیله و سوالات پیش رو
گاليله زماني نظريه خود را مطرح كرد كه بسياري از علومي كه  امروزه بازيچه بچه هاي دبستاني است هنوز كشف نشده بودند و يا موضوع بحث بررسي و تحقيق دانشمندان بزرگي بودند كه شايد وقتي سرنوشت گاليله را ديدند جرات ابراز و علني كردن آن را نداشتند ... اما امروزه سرعت رشد و انتقال اطلاعات علمی بشر در حدی است که گفته می شود  به مدد اینترنت و تکنولوژی های جدید هر4 ساعت اطلاعات و دانسته های بشر 10برابر می شود! با سرعت و شرایط حاکم بر فضای علمی جهان به نظر می رسد دیگر دانشمندان نباید نگران اظهار نظر و دادگاه و اعتراف باشند چون ممکن است همزمان با اینکه دانشمندی در جایی از جهان نظریه ای را بیان می کند همزمان  در گوشه ای دیگر آن نظریه رد یا تکمیل شده باشد و...
با این وجود مجموعه سوالاتی پیش روست از جمله اینکه آیا واقعا دیگر جای نگرانی وجود ندارد؟ آیا اگر نظریه ای مطرح شود دادگاهی آن را محکوم نخواهد کرد و اگر محکوم شد چند سال طول خواهد کشید تا آن دادگاه حرف خود را پس بگیرد؟400 سال ؟بیشتر یا کمتر؟؟

پی نوشت :
چندی پیش یکی از شبکه های  رسانه ملی  فیلمی از زندگی گالیله پخش کرد که در آن به موضوع گالیله و اعترفات او تحت فشار کلیسا پرداخته بود و...فردای آن روز، روزنامه کیهان در ستون کیهان و خوانندگان  مطلبی عینا به شرح زیر منتشر کرد:

« من فكر مي كنم اگر آقاي ضرغامي هم مسئله دار نباشد برخي مديران شبكه ها حتما مسئله دار هستند چون شبي كه دادگاه اعترافات اغتشاشگران را پخش مي كرد همزمان يكي از شبكه ها فيلم دادگاه گاليله را پخش مي كرد تا اين گونه القا كند همانطور كه اعترافات گاليله تحت فشار بود اعترافات رهبران اغتشاشات هم تحت فشار صورت گرفته است ولي آقايان بدانند كه مردم اين چيزها را مي فهمند و در زمان خودش با اينگونه مديران صدا و سيما هم برخورد خواهند كرد.»

 (روزنامه كيهان  شماره 19460-21/6/88)

 

+ نوشته شده به قلم عباس شافعی در شنبه 1388/07/25 و ساعت 1:2 بعد از ظهر |
بازخوانی آیین های مردم کاشان در ماه رمضان

رمضان ماه میهمانی خداست بندگان آن یکتای بی همتا از ماهها قبل خود را برای رفتن به این میهمانی بی منتها مهیا می کنند.


ادامه نوشته ب
+ نوشته شده به قلم عباس شافعی در یکشنبه 1388/06/01 و ساعت 5:24 قبل از ظهر |
هنوز کسی به خط پایان نرسیده است


شوراي اسلامي شهر كاشان  ماراتنی که با استعفای زین ساز دومین شهردار شورای سوم برای انتخاب سومین شهردار آغاز شده است همچنان در گرمای سوزان و نفس گیر تابستان کاشان ادامه دارد و معلوم نیست چه کسی خواهد توانست خود را به خط پایان برساند.
با وجود فعالیت رسانه های متعدد و انعکاس اخبار متنوع؛ ابن روزها هیچ خبر رسمی از روند انتخاب شهردار از طرف منابع رسمی منعکس نشده است معلوم نیست این عدم اطلاع رسانی ذاتی و از روی سهواست یا قصدی در مخفی نگه داشتن پروسه انتخاب شهردار از سوی شورای شهر در جریان است . به هرحال حق شهروندان است که در جریان مذاکرات جلسات شورا قرار گیرند آنگونه که در بند اول ماده 11 قانون شوراها تصریح شده است مگر اینکه  اکثریت مطلق شورا خواستار برگزاری جلسه غیر علنی باشند.
بر خلاف منابع رسمی منابع غیر رسمی معمولا در خلا اطلاع رسانی فعال تر می شوند و حاصل آن شایعات فراوانی است که هر روز شخصی را به عنوان شهردار جدید کاشان منصوب می کنند و نام او در شهر دهان به دهان می شود.
بر پایه برخی خبرهای رسیده روش ها و گزینه های مختلفی برای انتخاب شهردار پیشنهاد و بررسی شده است از شقایقی عضو شورای شهر به عنوان یکی از این گزینه ها نام برده می شود وی یکی از برنامه های اصلی خود برای اداره شهرداری را تعدیلشوراي اسلامي شهر كاشان نیروی انسانی و واگذاری امور به بخش خصوصی عنوان کرده است این درحالی است که از ابراز تمایل دو عضو دیگر شورا هاشمی و حسینی نژاد برای حضور در شهرداری نیز خبرهایی به گوش می رسد . درعین حال انتخاب مدرس زاده سرپرست فعلی شهرداری نیز مورد توافق و توجه برخی از اعضای شورا بوده است .
یک منبع آگاه در شورای شهر که تمایلی به ذکر نامش نداشت به خبرنگار ماگفت : اخبار انتخاب شهردار در خارج از شورا بیشتر و داغ تر از  داخل شور است. وی با بیان اینکه هنوز هیچ گزینه ای قطعی نشده است  افزود: قرار است هریک از اعضا گزینه مورد نظر خود را برای بررسی معرفی کند که تا کنون برخی افراد معرفی شده اند ولی هنوز تصمیم قطعی گرفته نشده است . وی در خصوص خبر توافق اعضا بر انتخاب شقایقی به عنوان شهردار گفت: ایشان هم یکی از گزینه ها برای تصدی شهرداری است ولی هنوز رای گیری نشده و تصمیم نهایی صورت نگرفته است .
از سوی دیگر برخی منابع موثق از دعوت شورا از مهندس وکیل شهردار اسبق کاشان برای حضور در شورا و ارائه برنامه هایش خبر می دهند این در حالی است که گفته می شود شورا در نظر دارد قبل از نهایی کردن گزینه شهردار نظر مقامات استان را نیز در این خصوص جویا شود تا انتخاب شهردار با اطمینان و سرعت بیشتری انجام شود بر همین  اساس گفته می شود نام های چند نفر به استان اعلام شده تا توافق ضمنی استانداری هم گرفته شود.
به هر حال تا لحظه تنظیم این خبر هنوز کسی به خط پایان این ماراتن نزدیک نشده است


+ نوشته شده به قلم عباس شافعی در یکشنبه 1388/05/25 و ساعت 5:29 قبل از ظهر |

درست سه هفته پيش از اين  آن زمان كه مردم شهر سخت در گيرودار تدارك انتخابات بودند صبح جمعه اي مثل همه جمعه هاي اين 50 سال  پیر مرد يا علي محكمي گفت و به عشق  زورخانه نيرومند خودش را به ميدان سنگ رساند...
... سالها پيش وقتي جلوي در زورخانه مي رسيد به احترام بزرگ ترها آيين تعارف به جا می آورد؛ ابتدا سادات و پهلوانان ارشد و پيشكسوتان وسپس سايرين به ترتيب سن وارد مي شدند اما با وجود اينكه او امروز پيشكسوتي مسلم و پهلواني تمام عيار بود هنوز به رسم ادب و كرنش قبل از ورود، در آستانه در ايستاد و تعارف كرد، جوانترها ادب كردند و او را روانه زورخانه کردند ، به محض ورود  صداي زنگ و ضرب و صلوات  كه نشانه احترام خيلي زياد مرشد است در فضاي معنوي زورخانه پيچيد...

مرشد حاج احسان گلچين وقايع آن روز را چنين بازگو مي كند:«وقتي پهلوان اسماعيل شهر بابكي وارد زورخانه شد با زنگ و ضرب و صلوات ورودش را خير مقدم گفتيم؛ پهلوان حال منقلبي داشت به شكلي كه با روزهاي ديگر خيلي فرق مي كرد كنارش نشستم؛ گفتم اگر حالتان خوب نيست امروز ورزش نكنيد  گفت ورزش نمي كنم ولي مي خواهم مدح علي بخوانم ورزشكاران كه آمدند پهلوان اسماعيل لباس عوض كرد و رخصت خواست، آستان گود را بوسيد و وارد گود زورخانه شد و رفت سر تخته – خيلي به ادبيات وشعرعلاقه مند بود چندين هزار بيت شعر حفظ بود- شروع كرد به خواندن مدح علي.»
پهلوان حاج حسن بخشيان رييس هيات ورزشهاي زورخانه اي و كشتي سنتي كاشان نيز مي گويد:« مقتداي همه ورزشكاران زورخانه اي علي است اما  پهلوان اسماعيل شهر بابكي ارادت ويژه اي به مولايش داشت آن روز وقتي داخل گود شد سراز پا نمي شناخت گويا چيزي برايش عيان شده بود كه بر ما و ديگران پنهان بود با شور و حال خاصي مدح علي (ع) را آغاز كرد ؛
هو الاول هو الاخر هوالظاهر هو الباطن 
علي دنيا علي عقبي علي دريا علي صحرا
علي جانم علي قلبم علي روحم علي دينم
علي هست نور اعضايم علي هست خواب رويايم
علي پير و ولي من علي راه طريق من
علي ذات خداي من علي ذكر حيات من
علي يار محمد بود علي داماد احمد بود
علي سردار واحد بود علي شاه ولايت بود
...
مرشد حاج اصغر مهندس مي گويد :« پهلوان اسماعيل علاوه بر اينكه پيشكسوت و جوانمرد بود روحيات خاصي داشت كه منحصر به خود او بود. بسيار متواضع بود و مرام هاي فتوت و جوانمردي را به خوبي رعايت مي كرد، همه خصائل اخلاقی او عالی بود سفره دار بود وفادار بود ، پادار بود می گفت وقت مرگم دوست دارم ذکر علی بر لب داشته باشم...»
مرشد حاج احسان گلچين ادامه مي دهد:« مدح علي را با شور و حال تا آخر خواند
علي ذاكر و ساجد بود علي قائم به واحد بود
علي در مسجد كوفه به محراب عبادت بود
علي والي كوفه بود علي در قبله حاضر بود
علي در بستر احمد امانت دار صابر بود
علي همراه احمد بود علي نور محمد بود
ميان آب و گل آدم به دستان  محمد بود
...
سپس از گود خارج شد روي  نيمكت كنار گود نشست، آرام دراز كشيد وقتي به بالاي سرش رسيدم  ديدم لبخندي بر لب دارد و گويا سالهاست از اين جهان رفته است ...»
حاج حسن بخشيان مي گويد:« روز 15 خرداد، جمعه، پيشخواني اذان ظهر، مدح علي بر لب و به لقا الله پيوستن سعادتي است و آرزوي هر باستاني كاري است كه برايش چنين لحظه اي پيش بيايد و اين از خلوص و نيت پاك وارتباط عاطفي و قلبي پهلوان اسماعيل شهر بابكي بود كه پس از 50 سال ياعلي گفتن ذكر علي بر لب به ديدار معشوقش شتافت ...»
پهلوان اسماعيل شهر بابكي اول فروردین سال 1313 در کاشان بدنیا آمد ورزش باستانی را از دوران نوجوانی در زورخانه نیرومند آغاز کرد  در زورخانه های تختی و دانشگاه آزاد و سایر شهرهای کشور هم حضوری فعال داشت چندین سال متوالی صاحب مقام در رده های مختلف مسابقات زورخانه ای کشوربود که از آن جمله می توان به مقام چهارم کشوری در سال 80 مقام دوم در سال 82 مقام چهارم در سال 83 مقام سوم در سال 84 اشاره کرد این ورزشکار و پیشکسوت با اخلاق ورزش باستانی سرانجام روز جمعه 15 خرداد 88 درسن 75 همانگونه گه آرزو داشت در حالی که ذکر علی برلب داشت در زورخانه نیروند کاشان به معبود شتافت یادش گرامی و قرین رحمت خداوندباد.
در گذشت  اين پيشكسوت با اخلاق و جوانمرد ورزش باستاني  بهانه اي شد براي شنيدن در دل هاي باستاني كاران كاشاني؛ حاج حسن بخشيان مي گويد:« فكر نمي كنم كه فايده اي داشته باشد سالهاست كه گلايه ورزشكاران باستاني مطرح مي شود ولي گوش شنوايي نيست...»
 او بزرگترين مشكل ورزش باستاني كاشان را وابستگي تشكيلاتي به اصفهان مي داند و ادامه می دهد:«این داستان همه کاشانی هاست و تازگی ندارد تا زمانی که اینگونه باشد نباید به امید اتفاق خاصی باشیم ...» رییس هیات ورزشهای زورخانه ای وکشتی قهرمانی کاشان از مراجعه به مسئولین مختلف  و اینکه هیچ نتیجه ای نگرفته می گوید.پنج زورخانه در کاشان فعال است که بیش از 100 ورزشکار در آن فعالیت دارند و از قدیم تا بحال مرشدها و ورزشکاران کاشانی زبانزد  بوده اند؛ می گوید:« از سال 76 تا کنون 12 سال است که مسئولیت این هیات را دارد ولی تاکنون یک ریال اعتبار و کمک از اصفهان دریافت نکرده است.» سابقه آشنایی او با حیدریان رییس تربیت بدنی به دوران جبهه و جنگ بر می گردد ولی در عین حال می گوید:« دست ایشان برای کمک به ورزشکاران بسته است... بخشیان از من می پرسد خاصیت این فرمانداری ویژه برای کاشان چیست؟ بلافاصله جواب می دهد:« این سوال را از نماینده مجلس هم پرسیده ام ولی جوابی نشنیده ام ...»
مرشد حاج احسان گلچین نیز از استقبال خوب جوانان و نبود بودجه سخن می گوید:« مرشد رکن زورخانه است بیمه مرشدها یکی از خواسته های ماست ولی سالهاست که مسئولین وعده می دهند ولی هنوز عملی نشده است .»
مرشد حاج اصغر مهندس می گوید:« ورزش باستانی تنها ورزش نیست بلکه فعالیت فرهنگی، اعتقادی و ترویج اخلاق و جوانمردی است دولت این همه برای فوتبال هزینه می کند ولی توجه چندانی به این ورزش نمی شود .» وی نیز با اشاره به  علاقه و استقبال جوانان می گوید:« زورخانه کار دل است و آدم عاشق می خواهد اگر پشتوانه مادی و معنوی همراه این عشق شود امکان توسعه آن فراهم می شود.»
حاج حسن بخشیان می گوید:« درد دل زیاد است خسته تان کردم بگذریم؛ دوشنبه تشریف بیاورید زورخانه نیرومند زیارت عاشورا داریم» لبخندی می زند و ادامه می دهد:« دلخوشی ما هم همین است روشن نگه داشتن چراغ این زورخانه ها و زنده ماندن نوای  مرشدها و صدای ضرب و...:»
خداحافظی که می کنم ناخود آگاه  تصویر آرام و نورانی  استاد علی محمد کارگر هنرمند گره چین و پهلوان پیش کسوت کاشانی جلو چشمم نقش می بندد، فاتحه ای می خوانم و خاطرات یک هفته زندگی با استاد کارگر در جریان ساخت  فیلم کوتاه 8 میلیمتری «تار شکسته» (امیر عباس مهندس-1371) را در ذهنم مرور می کنم ...صدا چون می دهد تار شکسته...  

+ نوشته شده به قلم عباس شافعی در شنبه 1388/04/06 و ساعت 11:36 قبل از ظهر |

اردیبهشت ماه؛ با وجود تمام زیبائی و نشاط و سرسبزی اش، یادآور خاطره سرد خاموشی بزرگ مردی است که 55 بهار قلبش به عشق ایران طپید. نام دکتر حسین عظیمی آرانی همواره با ایده های نو ، نگرش های انتقادی ، دلسوزی و علاقه مندی برای توسعه کشور همراه است، او که از وسعت کویر برخاسته بود هیچ گاه به محدودیت نمی اندیشید وهمیشه در اندیشه توسعه بود توسعه ای همراه با برنامه ریزی  هوشمندانه و آگاهانه.
دکتر حسین عظیمی درسهای آموختنی و آموزه های فراوان ، ارزشمند و ماندگاری را به مدیران ، برنامه ریزان و سیاستگذاران کشور ارائه کرد  که آثارش سالهای سال در کشور باقی است او از تئوری پردازان اصلی برنامه های مختلف توسعه کشور و از اعضای ارشد سازمان برنامه و بودجه و بعد ها مدیریت و برنامه ریزی کشور که این روزها دیگر نامی از آن باقی نمانده!! بود.
آشنایی من  با دکتر حسین عظیمی آرانی بیشتر از آنجایی بودکه ایشان با وجود کسب مدارج علمی و سالها زندگی در خارج از کشور ، پسوند « آرانی» را از خود دور نکرده بود ! خواندن مقالات ارزشمند او در مطبوعات  با نام « حسین عظیمی آرانی» برای ما که خود را همشهری او می دانستیم لذت بخش و افتخار آفرین بود !


ادامه نوشته ب
+ نوشته شده به قلم عباس شافعی در چهارشنبه 1388/02/09 و ساعت 12:5 بعد از ظهر |